برچسب:
نویسنده: یلدا نیکنام
شاید از خونه ک میخوان دربیان اشکاشونو پاک میکنن و بغضاشونو قورت میدن و یه نقاب خنده میزنن و میان تو جامعه که کسی نفهمه چی تو دلشون میگذره..
شاید با کوچکترین لبخند دلشون گرم بشه و با کوچکترین حرفی حالشون بدتر بشه...
برچسب:
نویسنده: یلدا نیکنام
عیب نداره اینم میگذره ولی به خاطر همه چیدمان دنیا یقه اتونو میگیرم...
از این خیلی سوختم..میگفت تو در همه موارد مستقل بودی، ما تو هیچ چیز تو دخالت نکردیم... اره تو خوبی
باز روز از نو رو زی از نو...
خیلی چیزارو خیلی رک امشب گفتم ،ولی حیف ک تخم کسی نبود و فقط خودمو خراب کردم...
برچسب:
نویسنده: یلدا نیکنام
برچسب:
نویسنده: یلدا نیکنام
تصمیم داشتم ادامه تحصیل ندم ولی حالا ا ز لج م و برای ثابت کردن خودم و برای کم نییاوردن جلو دکتر و زنش میخان ادامه بدم.. از فردا شروع میکنم به خوندن.. امیدوارم نتیجه خوبی بگیرم..
برچسب:
نویسنده: یلدا نیکنام
25سالگی عزیزم .. خداحافظ.. ببخشید که هیچ اتفاق خوبی برات نیفتاد.. ببخشید که بدترین سال زندگیم بودی.. ببخشید که کلی خبرای بد شنیدم و اتفاقا ی بد افتاد... شرمندت شدم.. اما بدون ک تمام تلاشمو کردم بیشتر از این توان نداشتم ..بهتر از این نمیشد دیگه..
26سالگی محترم سلام.. امیدوارم جلوی تو رو سفید بشم لااقل.
شرمنده جوانیم از زندگانیم....
برچسب:
نویسنده: یلدا نیکنام
اگر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد
منجم طالع بخت مرا از برج بیرون کن
که من بد طالعم ترسم ز اهم اسمان سوزد
برچسب:
نویسنده: یلدا نیکنام